کافی نیست...
دلم گرفته
نه این پیک های مکرر
و نه این سیگار های پی در پی...
کمی از این دلتنگی هایم می کاهد..
.
.
.
دلم گرفته
نه این پیک های مکرر
و نه این سیگار های پی در پی...
کمی از این دلتنگی هایم می کاهد..
.
.
.
بر تنم...
برای نوازش هایت
دلتنگم...
.
.
.
یلدا شده است
با یک بغل ستاره که از گلدان لب پنجره می چینم
به استقبالش می روم
.
همه چیز آماده است
شمع ، شراب ، شعر
و شاخه های گل سرخ
.
.
با لمس سر انگشتانت
شمع را روشن می کنم
.
با عطر نفسهایت
شراب می نوشم
.
و با حروف نگاهت
شعر می خوانم
.
.
امشب
حرف که می زنی
شعر می شود
.
شعر که می خوانی
آواز می شود
.
تا من از ترنم صدایت
مست شوم
نبض شوم
بوسه شوم
.
و در لابلای لالایی شب برای زمین
بگویم
یک دقیقه بیشتر از شب
شب را برای ما یلدا ساخت
.
.
.
89.9
تو بگو شبها
با کدام زمزمه میخوابی
و صبح
با چه رنگی به کوچه میزنی؟
...
بگذار در هوای خیالت نفس کشم
تا زنده بمانم
.
.
.
ایستاده ام به قامت پاییز
کنار پنجره باران
رو به شوق برگ ریزان
تا زمزمه می کنم زیر لب
معنای پاییز را ...
...
آن را در دستانم بگیرم
روی قلبم بگذارم
تا پنهانش کنم در مکانی امن
برای روزهای مبادا...
...
که با نبودنت
پیشانی لحظه هایم چروک می شود
و روز هایم پر می شود
از سمفونی تنهایی...
...
باش تا قدم زنیم پیاده روهای خیس را
تا پیچک ذهنم سبز شود
و زنبق خاطرات از آن بالا رود...
...
باش و نگاهم کن
تا روشن شود سایه ام
با برق نگاهت
و روشن کنم شمع دوباره بودنم را
در این غروب پاییزی
.
.
.
89.9.5
شهروند
تخفیفات ادامه دارد...
...
و من هر روز می خوانم :
تحقیقات ادامه دارد...
...
به دنبال تحقیق در چه رابطه ایی ذهنم ست
که تخفیف را تحقیق می خوانم؟؟!!
که وقتی گردنم رو می بوسی
قلقلکم می گیره
...
...
.
.